ریاکاری جهان.
موضع غالب غرب در قبال جنگ ۲۰۲۶ «خویشتنداری» بود؛ رویکردی با پوشش بشردوستانه که خود را در جایگاه اخلاقی معرفی میکرد. اما کارنامه واقعی آن در قبال جان ایرانیان، نقطه مقابل ادعاهایش است.
تحریم نمادها، مجوز بشکهها.
درست در همان ماههایی که دولتهای اروپایی به نام حفاظت از غیرنظامیان خواهان کاهش تنش بودند، جمهوری اسلامی با سرعتی بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود مشغول کشتار غیرنظامیان بود — دهها هزار نفر در دو شب، و سپس یک اعدام سیاسی در هر دو روز. موضع «نه به جنگ» جان آن انسانها را نجات نداد. این موضع علیه تنها نیرویی به کار گرفته شد که رژیم توانایی جذب آن را نداشت — فشار خارجی بر رهبرانش — در حالی که هیچ اقدامی برای متوقف کردن خشونت داخلی که از پیش در جریان بود، انجام نداد.
رد پای نفت را دنبال کنید. در **سپتامبر ۲۰۲۵**، سه ماه پیش از زمستان خونین، ایران روزانه **۲٫۱۳ میلیون بشکه** نفت خام صادر کرد — بالاترین رقم ماهانه در آن سال و سطحی فراتر از اوج فشار حداکثری دولت اول ترامپ. تقریباً **۸۷ درصد** این نفت به **چین** فروخته شد، با قیمتی **۱۰ تا ۳۰ دلار آمریکا ارزانتر از نفت برنت**، که پول آن از طریق یک زنجیره بانکداری سایه ظرف ۴۵ روز تسویه میشد. FDD، اکتبر ۲۰۲۵.
چین به تنهایی حدود **۹۰ درصد** نفت ایران را میخرد و تقریباً **۴۵ درصد** بودجه دولت ایران را تأمین میکند — بودجهای که حقوق سپاه پاسداران و بسیج از آن پرداخت میشود. کمیسیون روابط آمریکا و چین، نوامبر ۲۰۲۵.
شعار برای پمپ بنزینهای غرب بود، نه جان ایرانیان.
ساختار این است: **تحریم نمادهای رژیم، مجوز بشکههایش.** گشت ارشاد را تحریم میکنند و به نفتکشهایی که پول آن را میدهند مجوز میدهند. سپاه پاسداران را در لیست تروریستی قرار میدهند و سپس جریان نفتی را که با مالیاتش تجهیز میشود، معاف میکنند. ایرانیانی که در خیابانها هدف گلوله قرار میگیرند و در زندانها به دار آویخته میشوند، هزینه سوخت ارزانی را میپردازند که بقیه جهان ترجیح میدهد از آن بیبهره نماند.
سپس شعار از راه میرسد: **نه به جنگ**. گویی جنگ پیش از این آغاز نشده بود — درون ایران، علیه ایرانیان، در سالهای ۱۹۸۱ و ۱۹۸۸ و ۲۰۰۹ و ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ و دوباره در ژانویه ۲۰۲۶. گویی معترضانی که بیرقهای *زن، زندگی، آزادی* را در مراکز شهرهای خود حمل میکردند، به تازگی سی هزار نفر از یاران خود را به خاک نسپرده بودند. گویی چهل و هفت سال جنگ داخلی را میشد با پلاکاردهای غربی نادیده گرفت.
**آنچه ایرانیان داخل ایران به وضوح گفتهاند** — در شهادتهای بیبیسی و مرکز حقوق بشر در ایران — این است که شکاف کنونی **یک تراژدی نیست که باید از آن اجتناب کرد**، بلکه اولین گشایش در یک نسل است که از طریق آن رژیم واقعاً ممکن است سقوط کند. آنها درباره هزینهاش واقعبین هستند. آنها از جامعه بینالمللی نمیخواهند که آنها را آزاد کند؛ آنها میخواهند که جامعه بینالمللی از حمایت مالی از اسیرکنندگانشان دست بردارد.
همبستگی یک شعار نیست. همبستگی یعنی اجرای نامگذاری تروریستی سپاه پاسداران. یعنی بستن راههای گریزی که به نفت خام ایران اجازه میدهد به بنادر چین برسد. یعنی مسدود کردن املاک و مستغلات مهرههای رژیم در لندن. یعنی باز کردن مسیرهای ویزا برای ایرانیانی که به خاطر برداشتن حجاب، چشمشان هدف گلوله قرار گرفته است. هر چیزی کمتر از این، همان کارنامهای است که این وبسایت در شانزده فصل مستند کرده است: *سکوت، منافع و خیانت*.»
سه عدم تقارن.
اروپا — حرفها، تحریمها و احتیاط مصلحتی.
اولین رژیم تحریمهای حقوق بشری اتحادیه اروپا علیه ایران (مقرره شورای ۳۵۹/۲۰۱۱) به تاریخ ۱۲ آوریل ۲۰۱۱ بازمیگردد. پس از جان باختن مهسا امینی، شش دور توسعه تحریمها، این فهرست را به **۲۰۴ فرد و ۳۴ نهاد** رساند. در **۱۸ ژانویه ۲۰۲۳**، پارلمان اروپا با رای **۵۹۸ به ۹** به قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی رای داد.
شورای اتحادیه اروپا از این مصوبه پیروی نکرد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه، جوزپ بورل، استدلال کرد که هیچ دادگاهی چنین حکمی صادر نکرده است — هرچند نظر حقوقی خود شورا، که در سال ۲۰۲۴ به بیرون درز کرد، میگفت که چنین حکمی از سوی دادگاه اتحادیه اروپا لازم نیست. سپاه پاسداران سرانجام در اواخر ژانویه ۲۰۲۶، *پس از* زمستان خونین و پس از تغییر معادلات ژئوپلیتیکی، در این فهرست قرار گرفت.
تجارت اتحادیه اروپا و ایران از **۱۸ میلیارد یورو در سال** به **۳٫۷ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۵** سقوط کرد. اینستکس — سازوکار مالی ویژهای که فرانسه، آلمان و بریتانیا در سال ۲۰۱۹ راهاندازی کردند — پیش از انحلال در سال ۲۰۲۳، تنها یک تراکنش (حدود ۵۰۰٬۰۰۰ یورو دارو) را تکمیل کرد. هنگامی که ایران در فوریه ۲۰۲۶ تنگه هرمز را بست، هزینه واردات سوختهای فسیلی اروپا **ظرف شصت روز ۲۷ میلیارد یورو** افزایش یافت.
واشینگتن و اورشلیم — نامگذاریها، ممنوعیتها، جنگ.
ایران از **۱۹ ژانویه ۱۹۸۴** در فهرست **کشورهای حامی تروریسم** وزارت خارجه آمریکا قرار دارد. سپاه پاسداران در **۸ آوریل ۲۰۱۹** به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی شناسایی شد — اولین باری که بخشی از نیروهای مسلح یک دولت دیگر در چنین فهرستی قرار میگرفت.
برجام ۲۰۱۵ که در ۱۴ ژوئیه امضا شد، در ۸ مه ۲۰۱۸ توسط دولت ترامپ کنار گذاشته شد. فرمان منع سفر (فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹، ۲۷ ژانویه ۲۰۱۷) و جانشین آن در سال ۲۰۲۵، دامنگیر دانشجویان، پزشکان و پناهندگان ایرانی فراری از رژیم شد — آسیب جانبی سیاستی که رژیم به ندرت آن را احساس کرد.
عملیاتهای جنگ در سایه با ترور معمار برنامه هستهای، **محسن فخریزاده** (۲۷ نوامبر ۲۰۲۰)، عملیات **«ایام توبه»** اسرائیل در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۴، و عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل با نام **«خشم حماسی»** در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ به اوج خود رسید.
**قانون مهسا** که در ۲۴ آوریل ۲۰۲۴ توسط پرزیدنت بایدن امضا شد، اولین قانون آمریکا بود که مأموریتهای حقوق بشری و ضدتروریسم را علیه رهبران رژیم ترکیب میکرد.
مردم در برابر رژیم — یک وارونگی.
تحقیقات بلومبرگ، *تایمز* و «شفافیت بینالملل بریتانیا» بیش از **۲۰۰ میلیون پوند** ملک در بریتانیا را مستند کردهاند که با چهرههای رژیم ایران مرتبط است. گفته میشود مجتبی خامنهای، پسر و وارث احتمالی رهبر جمهوری اسلامی، مالک آپارتمانهایی در لندن با چشمانداز سفارت اسرائیل است. ادعا میشود علی انصاری، سرمایهدار، یک امپراتوری ملکی به ارزش **۱۵۰ میلیون پوند** به نمایندگی از او ایجاد کرده است — از جمله **۹۰ میلیون پوند** که تنها در سال ۲۰۱۸ خریداری شده، در حالی که همزمان به تأمین مالی سپاه پاسداران نیز مشغول بوده است.
در همین حال، دانشجویان ایرانی نمیتوانند وارد دانشگاههای آمریکا شوند. پزشکان ایرانی نمیتوانند در کنفرانسها شرکت کنند. خانوادههای ایرانی نمیتوانند مردگان خود را در کنار هم به خاک بسپارند. این عدم تقارن یک سیاست است، نه یک اتفاق. راهحل نیز یک سیاست است: باز کردن مسیرهای ویزا برای فراریان از رژیم، و تشدید اجرای مسدودسازی داراییها علیه گردانندگان آن.