فیلم ویژه
77 ساعت — فیلمی درباره دو شب ایران
یک تریلر روانشناختی از وحید مهدوی، که در شبهای ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ اتفاق میافتد. تریلرها را تماشا کنید، داستان را بخوانید و سوابق مستند پشت آن را ببینید.
ایران و پارس را کشف کنید — ۲۵۰۰ سال تمدن، استوانهٔ کوروش، علم ایرانی، شعر، آثار یونسکو و فرهنگ ایران امروز.
دیرزمانی پیش از جمهوری اسلامی، پیش از پادشاهان، پیش از روم و پیش از اسلام، ایرانزمین پابرجا بود؛ تمدنی که نخستین منشور حقوق بشر جهان، واژهٔ جبر، شعر رومی و حافظ، دانش ابنسینا (Avicenna)، و فرهنگی از مهماننوازی را به جهانیان هدیه داد که جهانگردان دوهزار و پانصد سال است از آن میگویند. این صفحه یادآور آن است که ایرانیان که هستند و جهان در روز سرنگونی دیکتاتوری، چه چیزی را باز خواهد یافت.

فیلم ویژه
77 ساعت — فیلمی درباره دو شب ایران
یک تریلر روانشناختی از وحید مهدوی، که در شبهای ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶ اتفاق میافتد. تریلرها را تماشا کنید، داستان را بخوانید و سوابق مستند پشت آن را ببینید.
هنگامی که کوروش بزرگ در سال ۵۳۹ پیش از میلاد وارد بابل شد، فرمان به نگارش کتیبهای داد که سازمان ملل متحد آن را نخستین اعلامیه حقوق بشر جهان نامیده است. منشور کوروش آزادی دین را اعلام میکند، بردگی تحمیلشده بر مردمان تبعیدی را برمیاندازد، معابدشان را بازسازی میکند و به آنان حق بازگشت به سرزمینشان را میدهد. نسخهای از این منشور امروز در مقر سازمان ملل در نیویورک قرار دارد.
بیستوپنج قرن بعد، زنان ایران هنوز همان درس را به جهانیان میآموزند: اینکه کرامت، وجدان و حق زندگی آزاد، مفاهیمی وارداتی از غرب نیستند، بلکه تا مغز استخوان ایرانیاند.
در ایران، رانندگان تاکسی شعر حافظ را از حفظ میخوانند. خانوادهها در سال نو با دیوان ایرانیان با دیوان حافظ فال میگیرند، همانگونه که پیروان دیگر فرهنگها به کتب مقدس خود رجوع میکنند. شاهنامه فردوسی — با شصت هزار بیت — زبان فارسی را در طی قرنها سلطه بیگانگان حفظ کرد. مولانا، طبق برخی آمارها، پرفروشترین شاعر حال حاضر در ایالات متحده است. بیت معروف سعدی، «بنی آدم اعضای یک پیکرند»، بر روی فرشی که در سازمان ملل آویخته شده، بافته شده است.
سینمای ایران — کیارستمی، فرهادی، پناهی — در جشنوارههای کن، برلین و اسکار جوایزی برده، در حالی که رژیم کارگردانانش را به زندان انداخته است. موسیقی ایرانی، نگارگری (مینیاتور)، خوشنویسی، قالیبافی و آشپزی با زعفران، انار و گلاب، هنرهای زندهای هستند که در هر خانه ایرانی جریان دارند.
آیین زرتشت که حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد در ایران بنیان نهاده شد، یکی از کهنترین سهگانههای اخلاقی جهان را به ارمغان آورد: پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک. این منش در زندگی روزمره ایرانیان به شکل مهماننوازی — وظیفهٔ تقریبا مقدس مهمانداری — و تعارف، آداب و احترامی پیچیده که تأکید دارد دیگری در غذا خوردن، نشستن و تکریم شدن مقدم باشد، همچنان جاری است. جهانگردان، از مارکو پولو تا کولهپشتیگردهای امروزی، همگی از یک شگفتی سخن میگویند: در هیچ کجای زمین از غریبهها با چنین گشادهرویی استقبال نمیشود.
ایرانیان سال را با جشنهایی میسنجند که از هر امپراتوری پابرجای امروزی، کهنترند. نوروز، سال نوی ایرانی، مصادف با اعتدال بهاری است و توسط حدود سیصد میلیون نفر از بالکان تا غرب چین جشن گرفته میشود؛ یونسکو آن را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت کرده است. خانوادهها گرد سفره هفتسین — هفت شیء نمادین که با حرف سین نوروز با زبان فارسی آغاز میشود — گرد هم میآیند تا نوزایی، رشد و روشنایی را گرامی بدارند.
شب یلدا، طولانیترین شب سال، با حافظخوانی، خوردن انار و هندوانه و تماشای شکست تاریکی در برابر بازگشت خورشید سپری میشود. مهرگان، در ماه اکتبر، دوستی، روشنایی و پیمان را گرامی میدارد. چهارشنبهسوری، در غروب آخرین سهشنبه پیش از نوروز، هر کوچه را با آتشهای برافراشته پر میکند: ««زردی من از تو، سرخی تو از من»، در غروب آخرین سهشنبه پیش از نوروز، هر کوچه را با آتشهای برافراشته پر میکند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». هر یک از این آیینها، دستنخورده، طی سی قرن و از میان حکومتهای بسیار به ما رسیده است.
فارسی — فارسی،فارسی، دری،، تاجیکی — یکی از معدود زبانهای جهان است که گویشور باسواد امروزی میتواند متون قرن دهم میلادی آن را با تلاشی اندک بخواند. شاهنامه شاهنامه فردوسی، که حدود سال ۱۰۱۰ میلادی به پایان رسید، همچنان در سوگ و سور با همان کلماتی که او سروده، خوانده میشود. این زبان برای یک هزاره، زبان میانجی درباری و ادبی در گسترهای از آناتولی تا آسیای میانه و هند گورکانی بود؛ گونههای کاملی از شعر هندی، عثمانی و آسیای میانه توسط نویسندگانی که زبان مادریشان اردو، ترکی یا ازبکی بود، به فارسی سروده میشد.
این زبان پیوندی ناگسستنی با شعر دارد. در ایران ضربالمثلی هست که میگوید «نمیتوان چاهی کند و به بیتی شعر نرسید». کودکان در دبستان اشعار سعدی را از بر میکنند و رانندگان تاکسی بر سر اینکه کدام تعبیر از حافظ معنای واژهای مبهم را بهتر میرساند، بحث میکنند. برای ایرانیان داخل و خارج از کشور، پاسداری از این زبان، پاسداری از نوعی اندیشه است؛ اندیشهای که در عین دقت و لایهلایه بودن، لطیف است.
واژه انگلیسی paradise از واژه پارسی باستان pairidaēza — به معنای باغ محصور — ریشه گرفته است. دیرزمانی پیش از آنکه معماری منظر در اروپا به شکلی رسمی پدید آید، هخامنشیان چهارباغ را طراحی میکردند، باغ چهاربخشی که با جویهای آب به چهار قسمت تقسیم میشد که نماد چهار عنصر و چهار رود زندگی بودند. یونسکو ۹ نمونه از این باغها را، از باغ فین در کاشان گرفته تا باغ ارم در شیراز، به عنوان یک اثر واحد ثبت کرده است.
باغ ایرانی تنها برای تزئین نیست، بلکه ابزاری فلسفی است؛ رویکردی که تمدن را در بهرهبرداری صبورانه از آب در سرزمینی خشک، ایجاد آگاهانهٔ سایه در جایی که هیچ سایهای نبود، و برگزیدن زیبایی در برابر خشکی بیابان میبیند. همین انگیزه در طراحی فرش ایرانی، نگارگری و معماری صحن مساجد نیز دیده میشود؛ هر یک از اینها باغی است بافتهشده، ساختهشده یا قابل حمل.
موسیقی سنتی ایرانی نتنویسی ندارد. هسته اصلی آن، ردیف، مجموعهای شفاهی و گسترده از واحدهای ملودیک — حدود دویست و پنجاه گوشه — است که در طی سالها کلاسهای خصوصی از استاد به شاگرد منتقل میشود. یونسکو در سال ۲۰۰۹ آن را به عنوان میراث فرهنگی ناملموس ثبت کرد. نوازندگان با تکیه بر این حافظه زنده، با سازهای تار، سهتار، سنتور، نی و کمانچه بداههنوازی میکنند و اشعار حافظ یا رومی را در لحظه با موسیقی درمیآمیزند.
موسیقی نوین ایرانی — از صدای مخملین بنان تا سرودهای اعتراضی مانند ««برای»ترانهٔ «برای» شروین حاجیپور که در سال ۲۰۲۳ اولین جایزه گرمی «بهترین ترانه برای تغییر اجتماعی» را از آن خود کرد، از همان انضباط هزارسالهٔ ملودی و شعر بهره میبرد. هنگامی که جمهوری اسلامی آواز تکخوانی زنان در اماکن عمومی را ممنوع کرد، زنان ایرانی در حیاط خانهها، در اتومبیلها، در تبعید و در اوج نافرمانی، به خواندن ادامه دادند.
قالی ایرانی یک کفپوش نیست. باغی پشمین است، یک جهانبینی گرهخورده با حداکثر یک میلیون گره در هر متر مربع که اغلب توسط زنانی که ماهها یا سالها از حافظه خود کار میکنند، بافته میشود. شهرهای تبریز، کاشان، اصفهان، کرمان، قم و و نایین هر یک واژگان متمایزی از ترنجها، اسلیمیها، صحنههای شکار و محرابها را توسعه دادند؛ یکی از قدیمیترین قالیهای باقیمانده، پازیریک، حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد در شمال غربی ایران بافته شده است.
سنت نگارگری (مینیاتور) — که یونسکو در سال ۲۰۲۰ در کنار مکاتب آذربایجانی، ترکی و ازبکی به رسمیت شناخت — کتابها را به تئاترهای نقاشیشده با دست تبدیل کرد: هر برگ، هر افسار اسب، هر آجر با قلمموهایی از یک تار مو کشیده شده است. خوشنویسی ایرانی، خودِ کلمه نوشتهشده را به سطح معماری ارتقا داد؛ خط نستعلیق، که در قرن چهاردهم در تبریز ابداع شد، به دلیل ظرافتش گاهی «عروس خطوط» نامیده میشود.
مهمان شدن در یک خانه ایرانی یعنی مواجهه با غذایی بسیار بیش از توان خوردن یک نفر، و شنیدن این جمله با لبخند که: «قابلی ندارد». مسافر به سرعت میآموزد: چلو و و پلو، خورشهای پرسبزی قرمهسبزی و و فسنجان (گردو و رب انار)، کبابهای طعمدارشده که روی زغال کباب میشوند، تهدیگ زعفرانی کف قابلمه، شیرینیهای گلابدار یزد و قم — هر یک از این غذاها در طی دوهزار و پانصد سال تبادل در جاده ابریشم پالایش یافته است.
جامعه ایرانیان خارج از کشور، بازماندهٔ یک مهاجرت نیست، بلکه تداوم زندهٔ میهن است که زبان، آشپزی، موسیقی و خاطره را برای روز بازگشت به کشور، دستنخورده نگه میدارد. هر مدرسه زبان فارسی در تورنتو، هر مراسم چهارشنبهسوری در پارکی در برلین، و هر تعارف مانعی برای دور زدن نیست. زبانی است که ایرانیان با آن میگویند «شما برای من مهم هستید».
تقریباً چهار تا هشت میلیون ایرانی در خارج از ایران زندگی میکنند — در لس آنجلس ("تهرانجلس")، تورنتو، لندن، برلین، پاریس، سیدنی، استکهلم، دبی. حضور آنها در پزشکی، مهندسی، امور مالی، علوم، هنر و اقتصاد استارتآپی هر کشوری که به آنها خوشامد گفته، پررنگتر از میانگین است. پیر امیدیار eBay را تأسیس کرد. انوشه انصاری اولین ایرانی و اولین زن مسلمانی شد که به فضا رفت. فیروز نادری برنامه کاوش مریخ ناسا را رهبری کرد. مریم میرزاخانی ریاضیات را دگرگون کرد.
جامعه ایرانیان خارج از کشور باقیماندهای از یک مهاجرت نیست. ادامه زندهای از میهن است — که زبان، آشپزی، موسیقی و خاطره را برای روزی که کشور دوباره باز شود، دستنخورده نگه میدارد. هر مدرسه زبان فارسی در تورنتو، هر مراسم پریدن از روی آتش نوروز در پارکی در برلین، هر سفرهای که در اتاق نشیمنی در سیدنی پهن میشود، یک اقدام کوچک برای حفظ و نگهداری است. این تمدن در مرزها متوقف نمیشود.
«بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.»
«فراتر از انگارههای خیر و شر، دشتی است. تو را آنجا ملاقات خواهم کرد.»
«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند... من نگذاشتم کسی بر این سرزمین وحشت بیفکند... همه بردگان را آزاد کردم... من صلح آوردم.»
























هشتاد و نه میلیون نفر جمعیت. میانگین سنی سیوسه سال. یکی از بالاترین نرخهای ثبتنام زنان در دانشگاهها در خاورمیانه. جامعهای از ایرانیان خارج از کشور که استارتآپهای سیلیکون ولی، آزمایشگاههای فرانسوی، بیمارستانهای آلمانی و دانشگاههای استرالیایی را اداره میکنند. فرهنگ جوانی که علیرغم رژیم، برخی از بهترین آثار موسیقی، فیلم و نرمافزارهای مستقل را در غرب آسیا تولید میکند.
این دیکتاتوری ایران نیست. این چیزی است که بر ایران تحمیل شده است. وقتی که سقوط کند — و ایرانیان، در داخل و خارج از کشور، هر روز برای نزدیکتر کردن آن روز تلاش میکنند — جهان ملتی با گرمای فوقالعاده، دانش، زیبایی و شکوه را باز خواهد یافت. بازارهای تبریز و تهران، باغهای شیراز، پیستهای اسکی البرز، سقفهای نقاشیشده اصفهان، سکوت کویر لوت — همه اینها در انتظارند.
این صفحه برای این وجود دارد که خواننده به یاد داشته باشد: پشت هر نام در صفحه «چهرهها»، وارث یک تمدن سههزارساله نهفته است. آنها آمار و ارقام نیستند. آنها ایرانی هستند. و ایران آزاد خواهد شد.
هر تمدنی از طریق مردمانش به یاد آورده میشود. این شش نفر – یک پادشاه، یک شاعر پادشاهان، یک فیلسوف و پزشک، یک تقویمنگار، یک عارف و یک ریاضیدان – نماینده هزاران نفر دیگر هستند که کارشان در الفبای شما، کابینت داروهای شما، قفسه کتاب شما، و آسمان شب شما باقی مانده است.
تاریخ ایران در فصلهای متمایز آشکار میشود، هر یک لایهای از هنر، زبان و کشورداری را زیر لایه بعدی به جای میگذارد. هیچ تسخیری – یونانی، عربی، ترکی، مغول – آنچه را که از پیش آمده بود، پاک نکرد؛ فلات هر شوک را جذب کرد و دگرگون شده اما قابل تشخیص ظاهر شد.
فلات ایران از شمال به دریای خزر و البرز، از غرب به زاگرس، از جنوب به خلیج فارس، و کویرهای لوت و کویر در قلب آن محدود میشود. برای پنج هزاره این منطقه لولای بزرگی بین بینالنهرین، مدیترانه، استپ اوراسیا و هند بوده است. کاروانهای تجاری، ارتشها و افکار همه از آن عبور کردهاند؛ جغرافیای آن تمدنی را پدید آورد که هم جهانی و هم به شدت خاص بود — ایرانی در زبان و زیباییشناسی، اما بیکران جذب کننده هر آنچه از آن میگذشت.
خشونت فلات برجستهترین اختراعات آن را شکل داد. قنات ، آبراهههای زیرزمینی، آب ذوب شده برف کوهستان را دهها کیلومتر زیر بیابان به شهرهایی میرساند که در غیر این صورت غیرقابل سکونت بودند. یخچال ، یخ زمستان را تمام تابستان حفظ میکرد. بادگیر ، اتاقها را چهل درجه خنکتر از هوای بیرون میکرد. اینها فناوریهایی هستند که سکونت دائمی را در مناطقی خشکتر از صحرا ممکن ساختند — و دو هزار سال قبل از تبرید مکانیکی اختراع شدند.
بله. "پرشیا" نام خارجی است که نویسندگان یونانی و لاتین برای امپراتوری کوروش و جانشینانش به کار میبردند؛ "ایران" – ایران، "سرزمین آریاییها" – نامی است که ساکنانش خودشان حداقل از قرن سوم میلادی آن را به کار بردهاند. در سال ۱۹۳۵ دولت رسماً از کشورهای خارجی درخواست کرد که از "ایران" استفاده کنند. هر دو نام به یک سرزمین و مردم اشاره دارند.
زندگی شهری پیوسته در فلات حداقل به کاتبان پروتو-عیلامی شوش در حدود ۳۲۰۰ قبل از میلاد بازمیگردد – پنج هزار سال. حضور قابل تشخیص ایرانی (هندواروپایی) از حدود ۱۵۰۰ قبل از میلاد گواهی شده است؛ اولین امپراتوری پارس در ۵۵۰ قبل از میلاد پدید آمد.
هنگامی که کوروش کبیر در سال ۵۳۹ پیش از میلاد وارد بابل شد، فرمانی صادر کرد که آزادی دین، لغو بردهداری برای مردمان تبعید شده، بازسازی معابدشان و حق بازگشت به خانه را اعلام میکرد. سازمان ملل در سال ۱۹۷۱ ترجمهای از آن را پذیرفت؛ ماکتی از آن امروز در مقر سازمان ملل در نیویورک قرار دارد.
فارسی (فارسی) یک زبان هندواروپایی است – خویشاوند انگلیسی، فرانسوی، هندی و یونانی. یک فرد تحصیلکرده ایرانی امروز هنوز میتواند ابیات قرن دهم فردوسی را با کمی تلاش بخواند. فارسی برای هزار سال زبان میانجی درباری از آناتولی تا هند مغول بود.
در طول قرنها تسخیر خارجی، شعر – فردوسی، سعدی، حافظ، رومی، خیام – زبان، اخلاق و حافظه ملی را در زمانی که سیاستمداران نمیتوانستند، حفظ کرد. ایرانیان عادی هنوز صدها بیت را حفظ میکنند؛ خانوادهها در سال نو با حافظ فال میگیرند.
۲۷ سایت ثبت شده – تخت جمشید، نقش جهان، باغهای ایرانی، کویر لوت، جنگلهای هیرکانی، چغازنبیل، بیستون، بم و بسیاری دیگر. نوروز، ردیف موسیقی ایرانی، مینیاتور نگارگری، سیستم قنات و هنر قالیبافی به عنوان میراث ناملموس ثبت شدهاند.
برای خوانندگانی که مایلند عمیقتر شوند. همه به طور گسترده در چاپ و از طریق کتابخانههای دانشگاهی در دسترس هستند؛ دایرةالمعارف ایرانیکا به صورت رایگان آنلاین قابل جستجو است.
برای صدها سخنرانی تخصصی رایگان در مورد هنر، تاریخ و باستانشناسی ایران، کانالهای یوتیوب موزه بریتانیا، موزه متروپولیتن، Smarthistory و آکادمی خان را مرور کنید.
Q: امپراتوری باستانی پارس با مردمان، زبانها و ادیان تحت حاکمیت خود چگونه رفتار میکرد؟
امپراتوریهای باستانی با وحشت حکومت میکردند: ملتها را تبعید میکردند، معابدشان را به آتش میکشیدند، زبانهایشان را محو میکردند و پادشاهانشان را در قفس به نمایش میگذاشتند. هخامنشیان مسیر مخالف را برگزیدند — و این آنها را به بزرگترین و پایدارترین امپراتوری تبدیل کرد که جهان تا آن زمان به خود دیده بود. از سند تا نیل و اژه، حدود بیست و سه قوم تابع، پادشاهان، قوانین، خدایان و زبانهای خود را حفظ کردند. اداره امپراتوری به زبانهای آرامی، ایلامی، بابلی و پارسی باستان به طور همزمان انجام میشد؛ هیچ ملت تابعی هرگز مجبور به ترک زبان خود یا پرستش خدای پارسی نشد. مورخان آن را نخستین آزمایش حکومت چندفرهنگی مینامند، و این نظام بیش از دو قرن دوام آورد.
آنجا که نقش برجستههای آشوری به پوستکندن شورشیان و اهرام جمجمه میبالیدند، کتیبههای سلطنتی پارسی از arta — راستی، نظم و داد — به عنوان بنیاد پادشاهی سخن میگفتند. داریوش بزرگ به کشتارها نمیبالید، بلکه به آبادانی: کانالهایی در مصر، جادههایی در آناتولی، و قانونهایی که از ضعیفان حمایت میکرد. نویسندگان یونانی که با پارس جنگیدند باز هم شهرت پارسیان به صداقت را ثبت کردند: هرودوت یادآور شد که به پسران پارسی سه چیز میآموختند — اسبسواری، تیراندازی و راستگفتن.


Q: آیا امپراتوری پارس بردهداری را لغو کرد و به مردمان تبعیدی برای بازگشت به خانه کمک کرد؟
هنگامی که کوروش در سال ۵۳۹ پیش از میلاد بدون جنگ بابل را گرفت، کاری کرد که هیچ فاتحی پیش از او نکرده بود. استوانه ثبت میکند که او مردمانی را که به تبعید اجباری گرفته شده بودند آزاد کرد، مجسمههای خدایانشان را که به غارت رفته بود بازگرداند، و نیایشگاههایی را که پیشینیانش ویران کرده بودند بازسازی کرد. کتاب مقدس عبری او را به این خاطر با عباراتی شگفتانگیز به یاد میآورد: کوروش تنها غیریهودی در سراسر کتاب مقدس است که مسیحا — «منتخب» (اشعیا ۴۵:۱) — خوانده میشود، زیرا او تبعیدیان یهودی را به اورشلیم بازگرداند و دستور داد معبد سلیمان با هزینه پارس بازسازی شود (عزرا ۱:۱–۴؛ ۶:۳–۵). کتاب عزرا ثبت میکند که او حتی ظروف طلا و نقره معبد را که بابل غارت کرده بود بازگرداند.
تضاد با امپراتوریهای اطرافش آشکار بود. آشور ده قبیله اسرائیل را به فراموشی تبعید کرده بود؛ بابل اورشلیم را به آتش کشیده و مردمش را در زنجیر برده بود؛ روم بعدها دهها هزار نفر را مصلوب و به بردگی میکشید. پارس تحت فرمان هخامنشیان اقتصاد بردهداری نداشت: دهها هزار کارگری که تخت جمشید را ساختند در لوحهای خزانه به عنوان کارگران مزدبگیر ثبت شدهاند — زن و مردی که دستمزد، جیره و مزایا دریافت میکردند، نه زنجیر. بردهداری به عنوان یک نهاد اساساً در اسناد امپراتوری پارس غایب است، دو هزار سال پیش از آنکه الغای بردگی به یک آرمان غربی تبدیل شود.
Q: زنان در امپراتوری باستانی پارس چه حقوقی داشتند؟
لوحهای باروی تخت جمشید — هزاران سند حقوق و دستمزد گلی از حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد — مانند یک قانون کار مدرن خوانده میشوند، و پر از زنان هستند. کارگران زن برای کار یکسان جیرهای برابر با مردان دریافت میکردند، و سرپرستان زن ماهر، که arashsharaنامیده میشدند، فرماندهی گروههای کاری مختلط را بر عهده داشتند و جیرهای بالاتر از مردان زیر دست خود دریافت میکردند. مادران تازهزا ماهها پس از زایمان جیره اضافی غله، شراب و گوشت دریافت میکردند — نخستین مرخصی زایمان مستند در تاریخ. زنان مالک و ارثبر اموال بودند، املاک را مدیریت میکردند، با گذرنامههای مهر و موم شده برای امور سلطنتی سفر میکردند، و در اسناد حقوقی به نام خود خرید، فروش و دعوی قضایی میکردند.
در دربار سلطنتی نیز این الگو ادامه داشت. ملکه آتوسا، دختر کوروش و همسر داریوش، یکی از قدرتمندترین چهرههای عصر خود بود؛ آرتمیس کاریا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد ناوگانی را در سالامیس فرماندهی کرد و صریحترین مشاور خشایارشا بود — زنی که کشتیهای جنگی را رهبری میکرد در حالی که یونانیانی که با او میجنگیدند زنان خود را در حبس نگه میداشتند. زنان پارسی را نمیتوانستند بدون ثبت رضایتشان به ازدواج بدهند. دو و نیم هزاره بعد، زنانی که در صف اعتراضات ایران راهپیمایی میکردند از کسی تقلید نمیکردند. آنان در حال بازپسگیری یک میراث بودند.
Q: امپراتوری ایران در مقایسه با دیگر امپراتوریهای باستان از نظر مدارا و حقوق بشر چگونه بود؟
| عملکرد | ایران (هخامنشی) | آشور / بابل | یونان / روم |
|---|---|---|---|
| مردمان مغلوب | پادشاهان، قوانین و خدایان خود را حفظ کردند؛ تبعیدیان به وطن بازگردانده شدند | تبعید دستهجمعی، تخریب شهرها و معابد | خراج، مستعمرات، تخریب (کارتاژ در ۱۴۶ پیش از میلاد با خاک یکسان شد) |
| بردهداری | اقتصاد مبتنی بر برده نبود؛ کار مزدی در تخت جمشید؛ بردگان تبعیدی توسط کوروش آزاد شدند | به بردگی گرفتن جمعیتهای مغلوب به عنوان سیاست دولتی | اقتصادهای مبتنی بر بردهداری گسترده |
| دین | آزادی عبادت؛ معابد ادیان دیگر با هزینه سلطنتی بازسازی شدند | مجسمههای خدایان به عنوان غنیمت برده میشدند | پرستش امپراتور اجباری بود؛ شورشها سرکوب میشدند |
| زبان | اداره چندزبانه؛ هیچ زبانی تحمیل نشد | اکدی بر دولتهای تابع تحمیل شد | یونانی و لاتین به عنوان زبانهای حکومت |
| زنان | جیره مساوی برای کار مساوی، مزایای زایمان، مالکیت و جایگاه قانونی، فرماندهان زن | قوانین حجاب و قیمومیت مردان در قوانین بابلی تدوین شده بود | زنان تحت سرپرستی مادامالعمر؛ حذفشده از زندگی عمومی در آتن |
هیچ امپراتوری باستانی بینقص نبود و کارنامهٔ ایران باستان نیز شامل کیفر و جنگ است. اما بر اساس شواهد آرشیوهای خودش — نه افسانهها — دولت هخامنشی مدارایی را به کار میبست که بیشتر امپراتوریهای بعدی، چه باستان و چه مدرن، هرگز به آن نرسیدند. این همان معیاری است که حاکمان امروز ایران در برابر آن محکوم میشوند: وارثان کوروش آنچه را که او محافظت میکرد منع میکنند و دختران تمدنی را زندانی میکنند که ۲۵۰۰ سال پیش اولین فیش مرخصی زایمان را ثبت کرده بود.
بله. استوانهٔ کوروش و کتابهای عزرا و اشعیا در کتاب مقدس هر دو ثبت کردهاند که پس از تصرف بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش مردمان تبعیدشده را آزاد کرد، اشیای مذهبی آنان را بازگرداند و بازسازی معبد اورشلیم را با هزینهٔ سلطنتی مجاز دانست. اشعیا او را «مسیح» خدا میخواند — تنها غیریهودی که در کتاب مقدس این عنوان را دریافت کرده است.
امپراتوری هخامنشی اقتصاد مبتنی بر بردهداری نداشت. لوحهای تختجمشید دهها هزار کارگر مزدبگیر — از جمله زنان — را نشان میدهد که دستمزد و جیره دریافت میکردند. آزادسازی مردمان تبعیدشده توسط کوروش در ۵۳۹ پیش از میلاد از جمله نخستین اقدامات ثبتشدهٔ رهایی جمعی است.
لوحهای حقوق و دستمزد از تختجمشید (حدود ۵۰۰ پیش از میلاد) ثبت کردهاند که زنان برای کار برابر جیرهٔ برابر دریافت میکردند، پس از زایمان مزایای مادری داشتند و به عنوان ناظر گروههای کاری خدمت میکردند. زنان صاحب دارایی بودند، املاک را اداره میکردند، در امور سلطنتی سفر میکردند و به ازدواج خود رضایت میدادند؛ آرتمیسِ کاریا در ۴۸۰ پیش از میلاد فرماندهی یک اسکادران دریایی را بر عهده داشت.
زیرا در ۵۳۹ پیش از میلاد آزادی مذهب، لغو تبعید اجباری، بازسازی معابد و حق بازگشت تبعیدیان را اعلام میکند — اصولی که سازمان ملل متحد با نمایش یک نسخهٔ مشابه در مقر خود در نیویورک به عنوان نخستین اعلامیهٔ حقوق بشر جهان به رسمیت شناخته است.
نه. امپراتوری بیست و سه ملت خود را به زبانهای خودشان اداره میکرد — آرامی، ایلامی، بابلی و دیگران در کنار پارسی باستان — و هرگز از مردمان تابع نخواست که زرتشتی شوند. خدایان، قوانین و سلسلههای محلی تحت حاکمیت ایران ادامه یافتند و به همین دلیل امپراتوری بیش از دو قرن دوام آورد.
مستندها
فیلمهای بلند، تحقیقات و یک مجموعه سهقسمتی درباره خیزش، سرکوب و کسانی که این رویدادها را ثبت کردند.
تمام سؤالات درباره ایران، پاسخ داده شده است
تمامی پرسشها و پاسخهای مستند در این آرشیو، در یک صفحه گردآوری شدهاند. پاسخهای کوتاه ابتدا، با لینکی به صفحه کامل پشت هر کدام.