حقائق أساسية
- بسیاری از اعدامشدگان اعتراضات ۱۴۰۱ با اتهامات «محاربه» یا «افساد فی الارض» روبرو شدند.
- مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ بازداشت شد و مرگ او جرقهای برای اعتراضات سراسری گشت.
- محسن شکاری، اولین معترض اعدامشده در اعتراضات ۱۴۰۱، در آذر ۱۴۰۱ در زندان اوین به دار آویخته شد.
- دادگاههای انقلاب، مسئول رسیدگی به پروندههای امنیتی، فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه هستند.
- زندانهای اوین و قزلحصار از جمله مراکزی هستند که اعدامها در آنها انجام میشود.
- حکم اعدام برای حداقل ۹ نفر از معترضان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» صادر شده و در حال اجرا است.
- سازمان حقوق بشر ایران گزارش داد که حداقل ۸۵۳ نفر در سال ۲۰۲۳ در ایران اعدام شدهاند.
- وکلای حقوق بشری اغلب از دسترسی به متهمان پروندههای امنیتی منع میشوند.
شروع فرآیند: بازداشت خودسرانه و شکنجه
سازوکار اعدام در جمهوری اسلامی ایران، به ویژه در مورد معترضان، اغلب با بازداشتهای خودسرانه آغاز میشود. نیروهای امنیتی، شامل اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات و پلیس امنیت، بدون ارائه حکم قضایی یا تفهیم اتهام مشخص، افراد را از خانهها، محل کار، یا خیابانها بازداشت میکنند. این بازداشتها اغلب با خشونت و ارعاب همراه است. به عنوان مثال، پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در شهریور ۱۴۰۱، هزاران نفر، از جمله کودکان و نوجوانان، بازداشت شدند. بسیاری از بازداشتشدگان بلافاصله به بازداشتگاههای موقت و انفرادی منتقل میشوند، جایی که از دسترسی به خانواده و وکیل محروم هستند. این دوره اولیه، مرحله حیاتی برای گرفتن «اعترافات» اجباری تحت شکنجه و فشارهای روانی است.
بر اساس گزارشهای متعدد سازمانهای حقوق بشری نظیر عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر، در این بازداشتگاهها، متهمان تحت انواع شکنجههای فیزیکی و روانی قرار میگیرند تا مجبور به اعتراف علیه خود یا دیگران شوند. این شکنجهها شامل ضرب و شتم، شوک الکتریکی، آزار جنسی، و تهدید به آسیب رساندن به خانواده میشود. هدف اصلی این اعترافات، ساختن پرونده قضایی و توجیه اتهامات سنگین بعدی است. این «اعترافات» که در محیطی غیرقانونی و تحت فشار گرفته شدهاند، بعدها به عنوان اصلیترین مدرک برای صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، در دادگاهها مورد استناد قرار میگیرند، در حالی که این اقدامات نقض فاحش قوانین ملی و بینالمللی حقوق بشر است.
اتهامات سنگین: «محاربه» و «افساد فی الارض»
پس از مرحله بازداشت و بازجویی، پروندهها به دادسرا ارجاع داده میشوند و اتهامات سنگینی نظیر «محاربه» (جنگ با خدا) و «افساد فی الارض» (افساد در زمین) مطرح میگردد. ماده ۲۷۹ قانون مجازات اسلامی، محاربه را «کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آنها به نحوی که موجب ناامنی در محیط گردد» تعریف میکند و برای آن مجازات اعدام پیشبینی کرده است. همچنین، ماده ۲۸۶ این قانون، افساد فی الارض را «ارتکاب هرگونه جنایت علیه تمامیت جسمانی افراد، جرایم علیه امنیت داخلی یا خارجی کشور، نشر اکاذیب، اخلال در نظام اقتصادی کشور، احراق و تخریب، پخش مواد سمی و میکروبی و خطرناک یا دایر کردن مراکز فساد و فحشا یا معاونت در آنها به نحوی که موجب اخلال شدید در نظم عمومی کشور، ناامنی یا ورود خسارت عمده به کشور یا اشخاص» میداند. تعاریف گسترده و مبهم این اتهامات، امکان تفسیرهای دلخواه و استفاده ابزاری از آنها را برای سرکوب مخالفان فراهم میکند.
سازمانهای حقوق بشری و کارشناسان حقوقی بینالمللی بارها تأکید کردهاند که حکومت ایران این اتهامات را برای توجیه اعدام کسانی که حتی مرتکب خشونت نشدهاند، به کار میبرد. بسیاری از معترضان، از جمله محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد، تنها به دلیل شرکت در تجمعات اعتراضی و درگیریهای جزئی متهم به «محاربه» شدند، در حالی که اقدامات آنها به هیچ وجه با تعریف بینالمللی «تهدید مسلحانه» همخوانی نداشت. این اتهامات به حکومت این امکان را میدهند که اقدامات اعتراضی را به عنوان جرایم سنگین علیه امنیت ملی قلمداد کرده و مجازات اعدام را برای آنها اعمال کند، حتی اگر هیچ یک از ارکان قانونی این جرایم محقق نشده باشد. این رویه، یکی از ابزارهای اصلی دستگاه سرکوب در ایران به شمار میرود.
| سال | تعداد اعدامها |
|---|---|
| ۲۰۲۰ | 267 |
| ۲۰۲۱ | 333 |
| ۲۰۲۲ | 582 |
| ۲۰۲۳ | 853 |
دادگاههای انقلاب: محاکمات ناعادلانه
مرحله بعدی در این فرآیند، ارجاع پروندهها به دادگاههای انقلاب است. این دادگاهها، که پس از انقلاب ۱۳۵۷ با هدف مقابله با «دشمنان انقلاب» تأسیس شدند، به رسیدگی به جرایم امنیتی و سیاسی میپردازند. ساختار و رویه قضایی آنها به گونهای است که به هیچ وجه استانداردهای بینالمللی دادرسی عادلانه را رعایت نمیکند. بر اساس گزارشهای مکرر، متهمان در این دادگاهها از حق دسترسی به وکیل انتخابی و مستقل محروم هستند و اغلب با وکلای تسخیری مواجه میشوند که امکان دفاع مؤثر را ندارند. جلسات دادگاه معمولاً کوتاه، پشت درهای بسته و بدون شفافیت برگزار میشوند و قاضیها به ندرت به دفاعیات متهم یا وکیل او توجه میکنند.
در بسیاری از موارد، اعترافات اجباری که تحت شکنجه در بازداشتگاهها گرفته شدهاند، به عنوان تنها مدرک برای صدور حکم اعدام مورد استناد قرار میگیرند. به عنوان مثال، در پرونده محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی، دو تن از معترضان اعدامشده اعتراضات ۱۴۰۱، وکلای آنها بارها اعلام کردند که موکلانشان از حق داشتن وکیل مستقل محروم بودهاند و اعترافاتشان تحت فشار و شکنجه گرفته شده است. دادگاههای انقلاب به جای بررسی عادلانه شواهد و دفاعیات، به سرعت و بر اساس گزارشهای امنیتی و اعترافات غیرقانونی، احکام سنگین از جمله اعدام را صادر میکنند. این سیستم قضایی به عنوان یک ابزار سرکوب عمل کرده و استقلال خود را از دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی از دست داده است. (دیدهبان حقوق بشر، ۲۰۲۳)
عدم رعایت حق دفاع، عدم شفافیت و تکیه بر اعترافات اجباری، دادگاههای انقلاب را به ابزاری برای صدور احکام پیشداوری شده تبدیل کرده است. این نقصها باعث میشوند که متهمان فرصت واقعی برای دفاع از خود را نداشته باشند و احکام صادره فاقد مشروعیت قانونی در مراجع بینالمللی باشند. حتی سازمان ملل متحد و نهادهای حقوق بشری بارها خواستار انحلال یا اصلاح ساختاری این دادگاهها شدهاند.
فرجامخواهی صوری و تأیید سریع احکام
پس از صدور حکم اعدام در دادگاههای انقلاب، مرحله فرجامخواهی آغاز میشود که اغلب یک فرآیند صوری و بینتیجه است. دیوان عالی کشور، به عنوان بالاترین مرجع قضایی، مسئول بررسی فرجامخواهی است. اما در پروندههای امنیتی، به ویژه آنهایی که با اعدام معترضان مرتبط هستند، این دیوان نیز به ندرت حکم دادگاههای بدوی را نقض میکند. به عنوان مثال، در مورد محسن شکاری، اولین معترض اعدامشده در اعتراضات ۱۴۰۱، حکم اعدام او تنها در کمتر از دو ماه از زمان بازداشت، توسط دادگاه انقلاب صادر و سپس به سرعت توسط دیوان عالی کشور تأیید شد. این سرعت در رسیدگی و تأیید احکام، نشاندهنده عدم بررسی دقیق و بیطرفانه پروندهها است.
وکلای حقوق بشری بارها اعلام کردهاند که دیوان عالی کشور در این گونه پروندهها، به جای نظارت بر رعایت دقیق قوانین و استانداردهای دادرسی، بیشتر به تأیید احکام صادره توسط دادگاههای انقلاب میپردازد. گزارشهای متعدد نشان میدهد که دیوان عالی کشور حتی در مواردی که نقصهای جدی در پرونده و روند دادرسی وجود دارد، باز هم حکم اعدام را تأیید میکند. این فرآیند فرجامخواهی ناکارآمد، آخرین امید متهمان برای لغو حکم اعدام را از بین میبرد و راه را برای اجرای سریع احکام هموار میسازد. سازمان حقوق بشر ایران تأکید کرده که چنین روندی در تضاد کامل با حداقل استانداردهای حقوق بشری است. (سازمان حقوق بشر ایران، ۲۰۲۳)
این عدم کارایی در فرآیند فرجامخواهی، عملاً تمام مسیرهای قانونی برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام را مسدود میکند. سرعت بالای تأیید احکام اعدام، به ویژه در مورد معترضان، نشاندهنده یک رویه سیستماتیک برای ارعاب و سرکوب است. این فرآیند، از بازداشت تا تأیید نهایی، با هدف ایجاد ترس و جلوگیری از هرگونه اعتراض بیشتر طراحی شده و هیچگونه فرصت واقعی برای تجدیدنظر و رعایت عدالت را باقی نمیگذارد. این امر، نگرانیهای عمیقی را در جامعه بینالمللی و سازمانهای حقوق بشری ایجاد کرده است.
اجرای حکم: از زندان تا چوبه دار
پس از تأیید حکم اعدام توسط دیوان عالی کشور، مرحله نهایی و هولناک اجرای حکم فرا میرسد. در ایران، اعدامها اغلب در زندان و به صورت مخفیانه یا با اطلاع دیرهنگام به خانواده صورت میگیرد. زندانهایی نظیر اوین در تهران، قزلحصار در کرج و زندان وکیلآباد در مشهد از جمله مراکزی هستند که اجرای احکام اعدام در آنها صورت میگیرد. به عنوان مثال، محسن شکاری در ۱۷ آذر ۱۴۰۱ در زندان اوین و مجیدرضا رهنورد در ۲۱ آذر ۱۴۰۱ در مشهد، به صورت عمومی به دار آویخته شدند. محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی نیز در ۱۷ دی ۱۴۰۱ در زندان قزلحصار اعدام شدند. این اعدامها اغلب بدون اطلاع قبلی به خانوادهها یا وکلای آنها انجام میشود، به طوری که بسیاری از خانوادهها تنها پس از اجرای حکم از آن مطلع میشوند.
اجرای احکام اعدام، به ویژه در مورد معترضان، با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه صورت میگیرد تا از ادامه اعتراضات جلوگیری شود. مقامات قضایی و امنیتی سعی میکنند تا با سرعت بخشیدن به این فرآیند، فرصت هرگونه واکنش داخلی یا بینالمللی را محدود کنند. در برخی موارد، حتی اجازه آخرین ملاقات با خانواده نیز داده نمیشود و پیکر اعدامشدگان به سرعت و بدون اطلاع دقیق محل دفن، به خاک سپرده میشود. این رویهها نقض آشکار حقوق انسانی و اخلاقی محسوب میشوند و علاوه بر خانواده قربانیان، جامعه مدنی ایران را نیز به شدت متأثر میسازند. سازمان حقوق بشر ایران و عفو بینالملل بارها این اعدامها را محکوم کرده و خواستار توقف فوری آنها شدهاند. (عفو بینالملل، ۲۰۲۴)
این رویه در ایران، از اطلاعرسانی دیرهنگام به خانوادهها تا دفن مخفیانه پیکرها، به منظور افزایش رعب و وحشت و جلوگیری از هرگونه مراسم یادبود یا تجمع اعتراضی صورت میگیرد. اعدامهای عمومی، مانند مورد مجیدرضا رهنورد، نیز پیام مشخصی را به جامعه منتقل میکنند: هرگونه اعتراض با واکنش شدید و مرگبار مواجه خواهد شد. این سیاست، یک ابزار اصلی برای حفظ قدرت و سرکوب مخالفان است و نقض شدید کرامت انسانی را به همراه دارد. خانوادههای قربانیان نیز علاوه بر غم از دست دادن عزیزانشان، اغلب تحت فشار و تهدید قرار میگیرند تا از رسانهای کردن موضوع خودداری کنند.
آمار و واکنشهای بینالمللی
جمهوری اسلامی ایران یکی از بالاترین آمارهای اعدام در جهان را دارد. بر اساس گزارش سالانه سازمان حقوق بشر ایران، در سال ۲۰۲۳ میلادی، دستکم ۸۵۳ نفر در ایران اعدام شدند که نسبت به سال قبل از آن (۵۸۲ نفر) افزایش چشمگیری داشته است. این آمار شامل حداقل ۹ نفر از معترضان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ است که حکم اعدامشان اجرا شد. علاوه بر این، تعداد زیادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی نیز با اتهامات مشابه در خطر اعدام قرار دارند. این آمارها بدون احتساب اعدامهای مخفیانهای هستند که هرگز رسانهای نمیشوند.
سازمانهای حقوق بشری بینالمللی نظیر عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و سازمان حقوق بشر ایران، پیوسته اعدامها در ایران را محکوم کرده و خواستار توقف فوری آنها شدهاند. آنها بر این باورند که احکام اعدام در ایران، به ویژه در پروندههای امنیتی و سیاسی، بر اساس دادرسیهای ناعادلانه، اعترافات اجباری و اتهامات مبهم صادر میشوند. این سازمانها همچنین از جامعه جهانی خواستهاند تا فشار بیشتری بر جمهوری اسلامی ایران وارد آورد تا این کشور به تعهدات بینالمللی خود در زمینه حقوق بشر پایبند باشد. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران نیز بارها از افزایش اعدامها در این کشور ابراز نگرانی کردهاند و خواستار شفافیت و پاسخگویی شدهاند. (سازمان حقوق بشر ایران، ۲۰۲۴)
افزایش چشمگیر آمار اعدامها در سالهای اخیر، به ویژه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، نشاندهنده تشدید سیاستهای سرکوبگرانه از سوی جمهوری اسلامی است. این افزایش نه تنها شامل محکومان پروندههای امنیتی میشود، بلکه افراد متهم به جرایم مواد مخدر و سایر جرایم نیز به طور فزایندهای با حکم اعدام مواجه هستند. واکنشهای بینالمللی، هرچند غالباً در قالب بیانیهها و محکومیتها، نشاندهنده نگرانی عمیق جهانی نسبت به این وضعیت است. با این حال، به نظر میرسد که این واکنشها تأثیر چندانی بر رویههای قضایی در ایران نداشته و این کشور همچنان به اجرای احکام اعدام، حتی برای زندانیان عقیدتی و سیاسی، ادامه میدهد.
آینده: تداوم سرکوب یا امید به تغییر؟
با توجه به رویههای فعلی، به نظر میرسد که دستگاه اعدام در ایران همچنان به عنوان یکی از ابزارهای اصلی حفظ قدرت و سرکوب مخالفان به کار گرفته خواهد شد. حکومت ایران با استفاده از اتهامات مبهم و دادگاههای انقلاب، سعی در ایجاد جوی از ترس و ارعاب دارد تا از هرگونه اعتراض و مخالفت جلوگیری کند. با این حال، افزایش آگاهی عمومی در داخل و خارج از کشور، و همچنین فعالیتهای مستمر سازمانهای حقوق بشری، میتواند فشارها را بر حکومت ایران افزایش دهد. ادامه اعدامها و نقض حقوق بشر، نه تنها منجر به افزایش انزوای بینالمللی ایران میشود، بلکه مقاومت و همبستگی داخلی را نیز تقویت میکند.
جامعه مدنی ایران و فعالان حقوق بشر، با وجود سرکوب گسترده، همچنان به افشای موارد نقض حقوق بشر و درخواست توقف اعدامها ادامه میدهند. امید به تغییر، هرچند دشوار، از طریق فشار بینالمللی و مقاومت داخلی زنده نگه داشته شده است. در نهایت، آینده وضعیت حقوق بشر و اعدامها در ایران به میزان تابآوری مردم، کارایی فعالیتهای حقوق بشری و اراده جامعه بینالمللی برای مقابله با این رویههای سرکوبگرانه بستگی خواهد داشت. تا زمانی که این فشارها به حد کافی نرسند، خطر اعدامهای ناعادلانه همچنان بر سر بسیاری از شهروندان ایرانی سایه خواهد افکند.
أهم النقاط
- فرآیند اعدام در ایران، به ویژه برای معترضان، از استانداردهای بینالمللی دادرسی عادلانه به شدت فاصله دارد.
- اتهامات مبهمی چون «محاربه» و «افساد فی الارض» توسط دادگاههای انقلاب برای سرکوب مخالفان استفاده میشود.
- محرومیت از وکیل انتخابی و اعترافات اجباری، ستونهای اصلی دستگاه اعدام در ایران را تشکیل میدهند.
- سازمانهای حقوق بشری پیوسته خواستار توقف فوری و بدون قید و شرط اعدامها در ایران هستند.
- زندانهای اوین، قزلحصار و وکیلآباد مشهد از مراکز اصلی اجرای احکام اعدام هستند.
أسئلة شائعة
سازوکار اعدام در ایران، از بازداشت تا اجرای حکم، چگونه است؟
سازوکار اعدام در ایران معمولاً با بازداشتهای خودسرانه، اغلب بدون حکم قضایی، آغاز میشود. متهمان معمولاً برای مدتهای طولانی در بازداشتگاههای موقت و انفرادی نگهداری شده و تحت شکنجه و بدرفتاری برای گرفتن اعترافات اجباری قرار میگیرند. پس از آن، پروندهها به دادگاههای انقلاب ارجاع داده میشوند که متهمان را از حق دسترسی به وکیل انتخابی و دادرسی عادلانه محروم میکنند. احکام اعدام اغلب بر اساس همین اعترافات اجباری و بدون شواهد کافی صادر شده و به سرعت به مرحله اجرا درمیآیند، بدون اینکه فرصت کافی برای فرجامخواهی فراهم شود. (سازمان حقوق بشر ایران، ۲۰۲۳)
اتهامات «محاربه» و «افساد فی الارض» چه معنایی دارند و چرا برای معترضان استفاده میشوند؟
«محاربه» به معنای «جنگ با خدا» و «افساد فی الارض» به معنای «افساد در زمین» است و هر دو از اتهامات کیفری با مجازات اعدام در قانون مجازات اسلامی ایران محسوب میشوند. این اتهامات به دلیل ماهیت مبهم و تعریف گستردهای که دارند، به کرات برای سرکوب مخالفان سیاسی و معترضان، حتی بدون ارتکاب خشونت جدی، استفاده میشوند. دادگاهها غالباً این اتهامات را برای هرگونه اقدام علیه امنیت ملی، از جمله شرکت در اعتراضات، تظاهرات، یا حتی انتقاد از حکومت، به کار میبرند تا صدور حکم اعدام را توجیه کنند. (عفو بینالملل، ۲۰۲۲)
نقش دادگاههای انقلاب در فرآیند صدور حکم اعدام برای معترضان چیست؟
دادگاههای انقلاب در ایران صلاحیت رسیدگی به پروندههای مربوط به «امنیت ملی» و اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فی الارض» را دارند. این دادگاهها فاقد شفافیت، استقلال، و استانداردهای دادرسی عادلانه هستند. جلسات دادگاه معمولاً پشت درهای بسته برگزار میشود، متهمان از حق داشتن وکیل انتخابی و اطلاع از جزئیات پرونده محروم هستند و قضات اغلب احکام را بر اساس گزارشهای امنیتی و اعترافات اجباری صادر میکنند. این رویه، دادگاههای انقلاب را به ابزاری برای سرکوب مخالفان و اجرای سریع احکام اعدام تبدیل کرده است. (مرکز اسناد حقوق بشر ایران، ۲۰۲۳)
چه زندانهایی در ایران برای نگهداری و اعدام محکومان سیاسی و معترضان استفاده میشوند؟
در ایران، زندانهای متعددی برای نگهداری و اجرای حکم اعدام محکومان سیاسی و معترضان به کار گرفته میشوند. از جمله برجستهترین آنها میتوان به زندان اوین در تهران، زندان قزلحصار و زندان مرکزی کرج (ندامتگاه کرج) در استان البرز، و زندان وکیلآباد در مشهد اشاره کرد. این زندانها اغلب با شرایط نامناسب، ازدحام، و نقض حقوق زندانیان همراه هستند و گزارشهای متعددی از شکنجه، بدرفتاری، و اعدامهای مخفیانه در آنها منتشر شده است. (سازمان حقوق بشر ایران، ۲۰۲۴)
سازمانهای حقوق بشری چه انتقاداتی به فرآیند اعدام در ایران دارند؟
سازمانهای حقوق بشری مانند عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر و سازمان حقوق بشر ایران به شدت از فرآیند اعدام در ایران انتقاد میکنند. انتقادات اصلی شامل عدم رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه، استفاده از شکنجه برای گرفتن اعترافات اجباری، دسترسی محدود متهمان به وکیل، عدم شفافیت در محاکمات، اتهامات مبهم و گستردهای چون «محاربه» و «افساد فی الارض»، و تعداد بالای اعدامها، از جمله اعدام نوجوانان و زنان، است. این سازمانها خواستار توقف فوری اعدامها و اصلاحات اساسی در سیستم قضایی ایران هستند. (عفو بینالملل، ۲۰۲۳)
آیا آمار دقیقی از تعداد معترضانی که در ایران اعدام شدهاند، وجود دارد؟
در مورد تعداد دقیق معترضان اعدام شده، به ویژه پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، آمارها کمی متفاوت اما نگرانکننده هستند. سازمان حقوق بشر ایران و عفو بینالملل گزارش دادهاند که دستکم ۹ نفر از بازداشتشدگان این اعتراضات اعدام شدهاند، از جمله محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی. با این حال، گزارشها نشان میدهند که دهها نفر دیگر نیز در انتظار حکم اعدام یا با این اتهامات در خطر جدی قرار دارند و آمار کلی اعدامها در ایران در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۸۵۰ نفر رسیده است. (سازمان حقوق بشر ایران، ۲۰۲۴)
Entities: Mohsen Shekari · Majid Reza Rahnavard · Mohammad Mehdi Karami · Seyed Mohammad Hosseini · Mahsa Amini · Amnesty International · Human Rights Watch · Iran Human Rights · Boroumand Center · Evin Prison · Ghezel Hesar Prison · Revolutionary Courts · Islamic Penal Code · Article 279 · Article 286 · Woman Life Freedom protests
المصادر
- IranWire – Inside Iran's Execution Machine
- BBC News — Iran coverage
- Abdorrahman Boroumand Center
- United Nations Human Rights Office – Iran: UN experts alarmed by use of death penalty as a weapon to quell dissent
- Iran Human Rights – Annual Report on the Death Penalty in Iran 2023
- Reuters – Iran executes two more men for allegedly killing a paramilitary force member during protests
- Amnesty International — Iran
- Human Rights Watch — Iran


